ارمیاارمیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

ارمیا تُپلو

مادر

1391/3/7 16:07
نویسنده : ارینب
215 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به وسعت آفرینش امروز و هر لحظه ..سلام

هر چه بخواهم بگویمت کفاف این همه ثانیه و نفس را نمی کند.هر چه از مادری بگویمت باز انگار گویی..اصلا نگفتمت.مادر که هستی گه گاهی می گویی از این همه بی خوابی ,بی وقتی,دوندگی...بریده ای.دیگر توان نداری..دیگر خسته تر از آن هستی که باید/اما..به چشمانش که نگاه می کنی/به صورتش که مثل بچه گربه ملوس خودش را به تو می چسباند وهی دستان بی نیازش را به صورتت می مالد و آن وقت است که می بینی نه...حالا حالاها نمی بری..خسته تر از اینها نمی شوی.می بینی یکهو هر چه انرژی در کاینات هست ونیست به سوی تو روان میشود...میبینی اتفاقا داری عاشق تر میشوی..صبورتر..مادرتر...

لایق دانستنم را همیشه مدیونت هستم ای بزرگ مرتبه ی بی همتا.ای خدای بی نظیرم که همیشه شرمنده ام کرده ای و نگاهت را از نگاهم /از خانه ی عشقم/از وحید عزیزم/از کوچک پر عشقمان ارمیای بی نظیرم/بر نمی ذاری..ممنونم.

مادر عزیزتر از جانم/آرام جانم/روزی نیست که به خاطر داشتنت از خدایم شاکر نباشم..دوستت دارم..هر دقیقه بیشتر از ثانیه ی قبل...دوست دارم این بی تابیهایت را ..این قربون صدقه هایت را برای ارمیا..بمان /همیشه سلامت و پر شور بمان./بمان که به ماندنت نیاز مبرم دارم از نفس بیشتر.

اما تو که 2 سال است همانند مادر دوستت دارم.2 سال است که مادر می خوانمت/نمی دانم میدانی یا نه؟همیشه و هر شب برایت از خدایم سلامتی می خواهم/میدانی که نیازت دارم. تو که هیچ گاه برایم مادر شوهر نبوده ای..میدانی که همیشه دلتنگت میشوم/بدان که دوستت دارم بیشتر از تصور.بمان برایمان همیشه/برای ارمیا که مادربزرگ مهربانی و آرامشی.

خداوندا!سایه ی من و وحید عزیزم را بالای سر این نهال کوچک زندگی سبز نگاه دار .مادری ام را کامل کن/سلامتی ام بده که عشقم را هر روزه نثار ارمیا و وحیدم کنم. ممنونم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)