تولد 1 سالگي ارمياي بي نظيرم
سلام
هميشه خوب خوب ميدانستم روزي كه براي تولد يك سالگيت بخواهم بنويسم زبانم بسته ميشود./دستانم قفل انگار
وچه همان شد درست اكنون.....
چگونه گذشت كه حتي برق و باد هم به گرد پاي اين 365 روز نرسيد كه اگر اين همه عكس و خاطره ثبت نمي شد /باور كه نمي كردم هيچ/باور نمي كردم باز.....
پسرم /بي نظير پسر همه چي تمامم/كه بي بهانه عاشقم تورا...كه بي بهانه اشكهايم با هر كلامي كه برايت مينويسم چكه ميكند باز باران باران.....به خداي اين همه سال و اين يك سال قسم كه لحظه هايي با تو در اين يك سال تجربه كردم كه در خواب هم نمي ديدم اين همه مادر شدن را.....عاشق شدن را.....بي تابت شدن را.....
ارمياي خوش نامم /جان مادر/آرام دل مادر/خوب خوب يادت باشد كه هميشه ممنونت بوده ام بابت لايق دانستم..بابت اين همه اولين هايي كه مجال تجربه كردنم دادي....
اين كه هر روز متفاوت تر از ديروز ميشوي/رشدت محسوس تر ميشود/اين كه ان قدر بزرگ شده اي كه با ما شوخي ميكني/بازي ميكني/سر به سرمان ميگذاري/با ما دالي بازي ميكني/
اين كه پشت سر پدر بي همتايت /هنگام خروج از خانه بهانه ميگيري/تمام كارهاي او را تقليد ميكني./اينكه از 4 روز قبل خودت به تنهايي راه ميروي
اين كه ما نفسمان به نفسهاي گرم و دلنواخت تو گرم ميشود و جان ميگيرد
با تمام وجود دوستت داريم....
برايت آرزويي ندارم جز آزادي /سلامتي/خوشبختي در كمال آرامش/وهر چه نيك در دنياست.و از خداي هميشه مهربانم تقاضاي نگاهباني و مراقبت از تو را دارم.....
تاريخ تولدت....13 دي ماه 1390 بيمارستان آريا/ساعت 12;40 /خانم دكتر گلاويژ شيخي


تولد 1 سالگي ارمياي بي نظيرم
